بهمن 1386
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
شنبه 20 بهمن ماه سال 1386

 

دلم یکهو انقدر تنگ شد برای اومدن و نوشتن که یه ساعته دنباله دلیلشم!!

نمیدونم به خاطر اینه که دلم بدجوری متلاشی شده یا شنیدن فحش های خنده دار تو که دلت به

خوندن همین چند صفحه بی ارزش خوشه! شایدم یاد ادمایی که عجیب خوب بودند و شروعشان

از اینجا بود..

یا یه دلگرفتگی مزمن.

بیخود دلم برای کودکی تنگ تنگ شد؛ احساس کردم همه صبرم یکجا تموم شده..

نمیدونم شاید هم تقصیر این بهمن برفیه که هرسال بزرگم میکنه و دور...

 


شنبه 23 تیر ماه سال 1386

 

ــ دیگه به یه غذا خوردن خشک و خالی ختم نشد ( البته به قول تو ) به نظرم  اونجوریم یه جوره

دیگه خوش میگذشت! ..ایندفعه هم خوب بود و خیلی خوب میشد وقتی هی یاد قبل تر ها

میفتادم. 

ــ احساس خاصی نداشتم ..فکر نکنم بد باشه ..یکی دو جمله از روی تعارف و به سختی ردو بدل

 شد...بازم خوبه!!

ــ انگار که دوستت داشته باشم هزارو یک اتفاق درونم میفتد  .............

نمیدونم..


چهارشنبه 16 خرداد ماه سال 1386
مثل بهار از همه سو می آید !

 

خردادی که هیچ وقت دوست داشتنی نبود خاطره انگیز شد!

دلم میخواست خاطرات یک سفر دوست داشتنی ثبت میشد ولی نمیدونم چرا نمیتونم ...یه

روزایی فقط تبدیل افکارم به گفتار سخت بود ولی حالا تبدیلش به نوشتار سخت تر شده !!

یکبار نوشته بودم:

ــ احساسی گنگ  کنارش آرامش کمی اونطرفتر عذاب وجدان کنارش جای خالی آرامش همه برای

 ادمی که این همه سال فکر میکرده تحمل زیادی داره ولی نداشته!

حالا میتونم یک کم تغییرش بدم

ــ احساسی زیبا کنارش ارامش کمی اونطرفتر عذاب وجدان همه برای ادمی که این همه سال فکر

 میکرده تحمل زیادی داره و داشته!

فکر میکنم همینقدر تغییر هم برای ۹ ماه خوب باشد!

همه چیز اروم میگذره ..ارومتر از چیزی که بشه تصورش رو کرد

 

 


یکشنبه 29 بهمن ماه سال 1385
اسپند می آید!

 

تو مهر می ورزی

شادی

زنده ای

یا غمگین...

در همه اینها سهمی دارم

چون تورا دوست دارم

هر کجا که باشم*

* انتوان دوسنت اگزوپری


تعداد بازدیدکنندگان : 67272


Powered by BlogSky.com

نوشته های من